بهشت کوچک ما

متن مرتبط با «زندگی آروم من و همسرم» در سایت بهشت کوچک ما نوشته شده است

گزارشی از یه شروع تازه

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «یه شروع تازه» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. امروز یه فصل جدید از زندگیم رقم میخوره و از این بابت شكرگذارم و خوشحال...اینكه از امروز میرم باشگاه و با جدیت ورزش محبوبم پیلاتس رو دوباره شروع میكنم و اینبار تصمیم های خیلی جدی دارم براش ك اگه به امید خدا عملی شه میام و م...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از مُهری بزن از بوسه به پیشانی سردم... بد نام که هستیم به اندازه یِ کافی

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «مُهری بزن از بوسه به پیشانی سردم... بد نام که هستیم به اندازه یِ کافی» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. قدم میزنم و هندزفری تو گوشمه...،یكی یكی خیابونا رو رد میكنم و فكر میكنم،عجله ندارم و آروم آروم قدم برمیدارم،فكر میكنم چقد تو این 4 ماه بزرگ شدم،چقد حس...

    ادامه مطلب
  • ما را نگاهی از تو، تمام‌ست اگرکنی! در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «ما را نگاهی از تو، تمام‌ست اگرکنی!» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دیشب شب خوبی نداشتیم،كج خلقی كردم و ناراحت شد و با ناراحتی رفتیم تو تخت اما طاقت نیاوردیم و تو آغوش هم خوابیدیم.صبح ك بیدار شدم تصمیم گرفتم شاد باشم،ب خدا سلام و صبح خیر گفتم و لبخند زدم،صورتمو شستم و لبخند زدم،ب میلاد...

    ادامه مطلب
  • یه روزی ك آرزو بود.... در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «یه روزی ك آرزو بود....» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نشستم رو مبل صدفی خوشگلمون،جرعه جرعه دمنوش گل سرخ عزیزمو مینوشم و به تو فكر میكنم ك الان تو راه اداره ای و كلی برات عشق میفرستم و لبخند میزنم،دلم گرم میشه،وبلاگ ها رو یكی یكی میخونم و همینطور تو آرامش خونه ی قشنگمون غرقم.خوشبختی د...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از تو تمنای من و جان من و یار منی....

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «تو تمنای من و جان من و یار منی....» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. هزار و پونصد و ده روز گذشت از روزی كه اسم قشنگت علاوه بر قلب و روح و جونم تو شناسنامم نقش بست.هزار و پونصد و ده روزی كه انگار هزاران سال گذشت و فقط تو میدونی راز این طولانی گذشتن های كوتاه رو،كه چطوری...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات یار تویی

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «یار تویی» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یه وقتایی سكوت و ننوشتن بیشتر حالتو خوب میكنه تا حرف زدن و نوشتن،تو این مدت احتیاج به سكوت داشتم.بهترین سال تحویل عمرمو گذروندم،بعد 4 بهار كنار یار بلاخره سال جدید رو تو خونه ی خودمون دست تو دست هم كنار سفره ی هفت سینی كه براش كلی زحمت كشید...

    ادامه مطلب
  • یه روزی ك آرزو بود....

  • نیلوبلاگ

    نشستم رو مبل صدفی خوشگلمون،جرعه جرعه دمنوش گل سرخ عزیزمو مینوشم و به تو فكر میكنم ك الان تو راه اداره ای و كلی برات عشق میفرستم و لبخند میزنم،دلم گرم میشه،وبلاگ ها رو یكی یكی میخونم و همینطور تو آرامش خونه ی قشنگمون غرقم.خوشبختی دیگه چیزی غیر از اینه كه دلت گرم باشه و تنت سلامت؟ مگه بهتر از اینم داریم ك با هم تو تدارك سفره ی هفت سینیم،اولین عید دو نفره.... خدایا شكرت نصیب همه ی عاشقا این روزا +نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۵ساعت7:52 توسطراحله | ...

    ادامه مطلب
  • تو تمنای من و جان من و یار منی....

  • نیلوبلاگ

    هزار و پونصد و ده روز گذشت از روزی كه اسم قشنگت علاوه بر قلب و روح و جونم تو شناسنامم نقش بست. هزار و پونصد و ده روزی كه انگار هزاران سال گذشت و فقط تو میدونی راز این طولانی گذشتن های كوتاه رو،كه چطوری با همه ی وجودمون،ذره ذره ی این بودن رو لمس كردیم و عطر خوشش مشاممونو لبریز كرد ك انگاری هر روزش برابر با 100 روز شد برامون و انقدر تمام خوشی ها و سختی هاش لذت بخش بود ك انگار همین دیروز بود ك حلقه ی نقره ای ك با تمام دنیا عوض نمیكنم و همیشه تو اون جعبه بین تمام طلاها و بدلیجات برام عزیزترینه رو دستم كردی لحظه هایی ك شاد گذشت و غمگین اما عاشق ،وفادار دوستت دارم ای همیشه همراه،همیشه مهربان ،همی...

    ادامه مطلب
  • یار تویی

  • نیلوبلاگ

    یه وقتایی سكوت و ننوشتن بیشتر حالتو خوب میكنه تا حرف زدن و نوشتن،تو این مدت احتیاج به سكوت داشتم. بهترین سال تحویل عمرمو گذروندم،بعد 4 بهار كنار یار بلاخره سال جدید رو تو خونه ی خودمون دست تو دست هم كنار سفره ی هفت سینی كه براش كلی زحمت كشیدیم و با عشق چیدیم تحویل كردیم و چشمامون از اشك شوق لبریز شد و بارها خداروشكر كردیم ب خاطر این كنار هم بودن. سال جدید تصمیم گرفتیم از لحظاتمون لذت ببریم و بدون برنامه ریزی قبلی كارامونو انجام بدیم و تو لحظه هر كاری ك سر ذوقمون میاره و دلچسب تره برامون انجام بدیم. یه چند روزه یه بغض عجیب و دلتنگی دارم ك شدیدا بعد گریه حالمو خوب میكنه و این حالمو دوس دارم. هن...

    ادامه مطلب
  • درد تویی،درمان تویی

  • نیلوبلاگ

    خدای من بهم بگو چه اتفاقی افتاده تو قلبم كه ی لحظه انگار تو آتیشه یه لحظه انگار زیر خنكای ی درخت لم داده و آواز سر میده. من چه بلایی سرم اومده كه وقتی عزیزترینم كنارمه دلم میخواد همه ی حرفامو با گریه بهش بگم،سرش داد میزنم و از درون خرد میشم،میشكنم و اون دوباره با دستای مهربونش خرده هامو جمع میكنه و من تو بغلش های های گریه میكنم و آروم میشم. چطوریه كه اون هم میتونه عصبانیم كنه هم آرومم كنه،چطور میتونه انقد ساده حالمو دگرگون كنه. من نمیدونم چه حالی دارم این روزا،فقط میدونم این مرد تمام روزهامو عاشقانه میپرستم،برام حفظش كن تا ابد. +ممنون ك تحمل میكنی،صبوری و همه ی كج خلقی هامو ب جون میخری و اشك میریزی برا حالم،تو نهایت آرزوی منی....

    ادامه مطلب
  • دوس دارم زندگی رو...

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتا حالت دست خودت نیست،نمیفهمی تو ی لحظه چرا شادی و تو لحظه ی بعد غمگین،بعد میبینی نمیتونی با حس و حالت مقابله كنی و تغییرش بدی و هرچی سعی میكنی حالت رو ثابت نگه داری كمتر موفق میشی،اینجور وقتا فقط باید بذاری بگذره و وقتی گذشت ب معجون سحرانگیز زمان ایمان میاری. چند روزی حالم دست خودم نبود و خیلی كلنجار رفتم ك تغییرش بدم اما موفق نبوم تا اینكه ی دوست عزیز و مهربون باهام صحبت كرد و گفت ما هیچكدوم از حالت هایی ك داریم نیستیم، نه خوشحال نه غمگین و نه هیچكدوم از حالت های دیگه، ما فقط تماشا كننده ی خودمونیم،فقط باید تماشا كنی و بذاری بگذره،نه باهاش مقابله كن نه باهاش همراه شو،بشین با غمت ی فنجون چای بنوش و با خوشیت برقص ك همه ی اینا فقط از تو عبور میكنه،تو اون اقیانوس آرومی هستی ك كشتی ها از...

    ادامه مطلب
  • نشونه

  • نیلوبلاگ

    وقتی صبح از خواب بیدار میشی و نشونه های عشق و زندگی رو تو گلدون شفلرای عزیزتون میبینی و كلی ذوق میكنی.... شفلرای قشنگمون حالش بد بود و تقریبا همه ی برگاش ریخته بود،امروز صبح دیدیم جوونه زده،ب فال نیك میگیریم این نشونه رو.... خدایا شكرت...

    ادامه مطلب
  • اگر خدا بخواهد

  • نیلوبلاگ

    همیشه تو نوشتن آدم تنبلی بودم،البته فكر میكنم تو خیلی كارای دیگه هم تنبلم،بهرحال تصمیم گرفتم بلاخره این دندون پوسیده ی عذاب آور تنبلی رو بكشم و بندازم دور و بعد از سالها تصمیم نوشتن خاطراتم از بدو تولد تا الان شروع ب نوشتن كنم.(اخه من خیلی آدم خفنی ام،از داخل رحم هم خاطره دارم حتی) حالا شما دست ب دعا شید ك من بنویسم،اون قسمت هاش ك جالب بود رو اینجا هم مینویسم....

    ادامه مطلب
  • یه شروع تازه

  • نیلوبلاگ

    امروز یه فصل جدید از زندگیم رقم میخوره و از این بابت شكرگذارم و خوشحال... اینكه از امروز میرم باشگاه و با جدیت ورزش محبوبم پیلاتس رو دوباره شروع میكنم و اینبار تصمیم های خیلی جدی دارم براش ك اگه به امید خدا عملی شه میام و میگم بهتون،دعا كنین موفق شم تو تصمیم های مهمی كه گرفتم. و همچنین از فردا رشته ی محبوبم نقاشی و طراحی رو پیش یه دوست مهربون شروع میكنم و اینبار میخوام بچسبم به آرزوی دیرینه و تا تهش برم،هرچند هنر پایانی نداره،اول قراره از طراحی شروع كنیم،كنارش ترام هم كار میكنیم،یه عكس خوشگل از عكسای عقدمون انتخاب كردیم و قراره همونو كار كنم،مطمئنم خیلی زیبا میشه.... + خوشحالم و هر لحظه شكر نعمت حضورتو ب جا میارم همسر بی نظیر من، اشك تو چشمام زل میزنه و شرمنده ت میشم وقتی تو این همه هیاهوی ز...

    ادامه مطلب
  • مُهری بزن از بوسه به پیشانی سردم... بد نام که هستیم به اندازه یِ کافی

  • نیلوبلاگ

    قدم میزنم و هندزفری تو گوشمه...،یكی یكی خیابونا رو رد میكنم و فكر میكنم،عجله ندارم و آروم آروم قدم برمیدارم،فكر میكنم چقد تو این 4 ماه بزرگ شدم،چقد حسم تغییر كرده ب این شهر،به خیابوناش،به آدماش،دیگه نمیترسم از قدم زدن تو این هیاهو،دیگه حالم بد نمیشه و نفسم نمیگیره تو این دود و دم،دارم فكر میكنم شاید اینجا شده وطن دومم،شده جزئی از من،جزئی از من و تو كه حالا انقدر برام عزیز شده و دلچسب... خواننده تو گوشم میخونه: هرچقد ب خاطر تو عاشقی كنم كمه،تا چشام ب چشمت افتاد دل بریدم از همه ، و من پرت میشم به 4 سال و 3 ماه و 6 روز پیش ك برای اولین بار كنار ساحل دیدمت،همون اولین نگاه كافی بود تا بفهمم واقعا عاشقی و این رابطه بازی و فیلم نیست،همون نگاهی ك مصمم كرد كه پات وایسم و همون لحظه از هرچی ك داشتم گذش...

    ادامه مطلب
  • ما را نگاهی از تو، تمامست اگرکنی!

  • نیلوبلاگ

    ی وقتایی مثل امروز همه ی توانمو میذارم برای شاد بودن و واقعا نتیجه شو خیلی معجزه وار میبینم. دیشب شب خوبی نداشتیم،كج خلقی كردم و ناراحت شد و با ناراحتی رفتیم تو تخت اما طاقت نیاوردیم و تو آغوش هم خوابیدیم. صبح ك بیدار شدم تصمیم گرفتم شاد باشم،ب خدا سلام و صبح خیر گفتم و لبخند زدم،صورتمو شستم و لبخند زدم،ب میلاد صبح بخیر گفتم و لبخند زدم،صبحانه خوردیم،بوسیدمش و رفت،خونه رو جمع و جور كردم و اماده شدم و پیش ب سوی باشگاه قدم زنان همچنان با لبخند زیر بارون زیبای زمستونی. تو باشگاه همه شاد بودن،مهربون بودن،انرژی مثبت بودن،چون خودم شاد بودم. بعد تمربن تو راه برگشت یه كارت پستال برای عشقم خریدم و از فكر نامه ای ك صبح فكر نوشتنش ب سرم زد پر از ذوق شدم،فردا نامه و كارت رو میذارم تو كیفش. وقتی رسیدم خو...

    ادامه مطلب
  • دنیای من با لبخند تو زیباست

  • نیلوبلاگ

    آرامش من عمیقتر میشه و قند تو دلم آب میشه وقتی دارم كارامو انجام میدم و تو فیلم میبینی و صدای خنده هات تو خونه بلند میشه و من تو هر لحظه میمیرم برات و فدات میشم. بخند كه با تو دنیای من قشنگه...

    ادامه مطلب
  • آشوبم،آرامشم تویی

  • نیلوبلاگ

    آرامش یعنی امروز صبح زود از خواب بیدار شدم،صبحانه آماده كردم و با عشقم نشستیم خوردیم،غذاشو كشیدم تو ظرفش و گذاشتم تو كیفش،به رسم هرروز بوسیدیم همو،براش آیة الكرسی خوندم و فوت كردم بهش و دوباره بوسه و خداحافظی و مراقب خودت باش و نگاه آخر. وقتی رفت ب این فكر كردم این كارای ب ظاهر ساده ك هرروز تكرار میشن،شیرینترین تكرار زندگی ان و هر چقد تكرار بشه بازم شیرینه و عشق یعنی همین لحظه ها و خداروشكر كردم. بعد با انرژی لباس پوشیدم و رفتم چند تا هدیه ی كوچولو برا عشقم خریدم،سبزی خوردن و لبو و فلفل دلمه خریدم و اومدم خونه،همین یه ساعتی ك رفتم بیرون كلی انرژی گرفت...

    ادامه مطلب
  • تولد دوباره

  • نیلوبلاگ

    از صبح ك میلادم رفت مشغول تمیز كردن خونه شدم،دسر هم درست كردم و همین الان نشستم ك خستگی در كنم و برم سراغ بقیه ی كارا،تلگرامو باز كردم و دیدم پیام داده: بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب بیمار خنده های توام بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب سالگرد عشقمون مبارك نفسم. وقتی پیامشو خوندم كل خستگیم برطرف شد و با همه ی وجودم لبخند زدم. الان كلی انرژی دارم ك تند تند كارامو انجام بدم و منتظر بمونم تا عشقم بیاد و جشن بگیریم. وقتی اومد تو زندگیم دوباره متولد شدم و امروز سالگرد تولد دوباره مه. + شبا میشینیم پای سریال the good pla...

    ادامه مطلب
  • عاشقت میمونم

  • نیلوبلاگ

    چطور میتونم عاشقت نباشم وقتی توی این چند روز هروقت اومدی خونه من گرفته و داغون بودم اما تو بجای گله گذاری مهربونتر از همیشه بودی و وقتی دیشب داغونتر از همیشه بودم بازم مهربونتر اومدی بغلم كردی بوسیدیم و گفتی نبینم ناراحت باشی ها،باهام حرف بزن بگو چته،بعد ی پیشنهاد هیجان انگیز دادی و گفتی اصلا ساعت 11 میریم سینما با اینكه امروز باید میرفتی سركار و ب خاطر من بیخوابی رو ب جون خریدی،پا به پام وایسادی شام اماده كردیم،بعد شام كلی سر به سرم گذاشتی و خنده هام رفت اسمون هفتم و هی قربون صدقه ی خنده هام رفتی، وقتی تو راه سینما برات از دلتنگی هام، بی حوصلگی هام،ع...

    ادامه مطلب