خرید بک لینک

هزار و پونصد و ده روز گذشت از روزی كه اسم قشنگت علاوه بر قلب و روح و جونم تو شناسنامم نقش بست.

هزار و پونصد و ده روزی كه انگار هزاران سال گذشت و فقط تو میدونی راز این طولانی گذشتن های كوتاه رو،كه چطوری با همه ی وجودمون،ذره ذره ی این بودن رو لمس كردیم و عطر خوشش مشاممونو لبریز كرد ك انگاری هر روزش برابر با 100 روز شد برامون و انقدر تمام خوشی ها و سختی هاش لذت بخش بود ك انگار همین دیروز بود ك حلقه ی نقره ای ك با تمام دنیا عوض نمیكنم و همیشه تو اون جعبه بین تمام طلاها و بدلیجات برام عزیزترینه رو دستم كردی

لحظه هایی ك شاد گذشت و غمگین اما عاشق ،وفادار

دوستت دارم ای همیشه همراه،همیشه مهربان ،همیشه عاشق

خدا ما رو برای هم،كنار هم،عاشق هم،تا ابد بخواد

4 سال پیش تو همچین روزی همین ساعت تو آرایشگاه دل تو دلم نبود واسه لحظه ی بله گفتن و همیشه مال تو شدن

حالا دوباره و همیشه باز هم بهت بله میگم ،بله به تو ،ب قلب نازنینت،ب عشق پاكت،ب لحظه لحظه ی بودن با تو

مبارك باشد این عشق

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ساعت 8:30 توسط راحله |

برچسب: تمنای,جان,یار,منی, نویسنده: پارسا مرادی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:58

صفحه بندی