بعضی وقتا حالت دست خودت نیست،نمیفهمی تو ی لحظه چرا شادی و تو لحظه ی بعد غمگین،بعد میبینی نمیتونی با حس و حالت مقابله كنی و تغییرش بدی و هرچی سعی میكنی حالت رو ثابت نگه داری كمتر موفق میشی،اینجور وقتا فقط باید بذاری بگذره و وقتی گذشت ب معجون سحرانگیز زمان ایمان میاری.
چند روزی حالم دست خودم نبود و خیلی كلنجار رفتم ك تغییرش بدم اما موفق نبوم تا اینكه ی دوست عزیز و مهربون باهام صحبت كرد و گفت ما هیچكدوم از حالت هایی ك داریم نیستیم، نه خوشحال نه غمگین و نه هیچكدوم از حالت های دیگه، ما فقط تماشا كننده ی خودمونیم،فقط باید تماشا كنی و بذاری بگذره،نه باهاش مقابله كن نه باهاش همراه شو،بشین با غمت ی فنجون چای بنوش و با خوشیت برقص ك همه ی اینا فقط از تو عبور میكنه،تو اون اقیانوس آرومی هستی ك كشتی ها از روش رد میشن فقط، اتفاقا آدما حس و حال هرروزت رو دنبال نكن و تلاش نكن تغییرش بدی چون حتما برات ی درسی دارن و نیازه ك بهت ورود كنن،تو فقط كلمه ی انتخاب یادت باشه، وقتی صبح از خواب بیدار میشی تا شب تو هر موقعیتی هوشیار باش تو انتخابات ك شاد باشی یا غمگین،عصبی بشی یا آرامشت رو حفظ كنی،لذت ببری یا تلخ بگذرونی،لحظه هامون فقط ب انتخاب خودمون بستگی داره،غذایی ك ذهنت برات میپزه رو نخور، خودت حكم بده ب مغز و روحت و ی جمله ی قشنگ گفت ك بیشتر ب عظمت انسان بودن پی بردم،خدا وقتی روح رو افرید بهش گف تو نوری،هرچی گفت روح نفهمید ك منظور خدا چیه،برای همین خدا روح رو( یعنی كالبد هفتم ك خود واقعیمون هستیم). رو در كالبد جسم قرار داد و سفر انسان ب زمین آغاز شد تا تو تاریكی این دنیا نور وجود خودشو پیدا كنه.
امیدوارم هممون بتونیم تو هر لحظه درست انتخاب كنیم و نور وجودمون رو لابلای تاریكی های این دنیا گم نكنیم.
+ شب یلدای دو نفره عاشقانه گذشت با فالی ك بسیار عالی بود،سومین ماهگردمون هم بود.
+ عكسای حنابندون رو انتخاب كردیم،همشو گفتیم چاپ كنه انقد ك عالی شده بودن و من با هركدومشون كلی ذوق كردم و قند تو دلم آب شد،عكسای داخل مجلس هم 500 تا شد،عالی بود،از هر لحظه عكس داریم حالا،كلی خندیدیم، دیشب فیلم حنابندون هم دیدیم و من از هیجان قلبم تند تند میزد و دوباره خودمو تو اون شب رویایی حس كردم،خیلی خوشگل شد،هرروز نگاش كنم احتمالا.
+خدایا شكرت
برچسب:
نویسنده: پارسا مرادی