
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «مُهری بزن از بوسه به پیشانی سردم... بد نام که هستیم به اندازه یِ کافی» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. قدم میزنم و هندزفری تو گوشمه...،یكی یكی خیابونا رو رد میكنم و فكر میكنم،عجله ندارم و آروم آروم قدم برمیدارم،فكر میكنم چقد تو این 4 ماه بزرگ شدم،چقد حس...
ادامه مطلب
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «تو تمنای من و جان من و یار منی....» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. هزار و پونصد و ده روز گذشت از روزی كه اسم قشنگت علاوه بر قلب و روح و جونم تو شناسنامم نقش بست.هزار و پونصد و ده روزی كه انگار هزاران سال گذشت و فقط تو میدونی راز این طولانی گذشتن های كوتاه رو،كه چطوری...
ادامه مطلب
هزار و پونصد و ده روز گذشت از روزی كه اسم قشنگت علاوه بر قلب و روح و جونم تو شناسنامم نقش بست. هزار و پونصد و ده روزی كه انگار هزاران سال گذشت و فقط تو میدونی راز این طولانی گذشتن های كوتاه رو،كه چطوری با همه ی وجودمون،ذره ذره ی این بودن رو لمس كردیم و عطر خوشش مشاممونو لبریز كرد ك انگاری هر روزش برابر با 100 روز شد برامون و انقدر تمام خوشی ها و سختی هاش لذت بخش بود ك انگار همین دیروز بود ك حلقه ی نقره ای ك با تمام دنیا عوض نمیكنم و همیشه تو اون جعبه بین تمام طلاها و بدلیجات برام عزیزترینه رو دستم كردی لحظه هایی ك شاد گذشت و غمگین اما عاشق ،وفادار دوستت دارم ای همیشه همراه،همیشه مهربان ،همی...
ادامه مطلب
قدم میزنم و هندزفری تو گوشمه...،یكی یكی خیابونا رو رد میكنم و فكر میكنم،عجله ندارم و آروم آروم قدم برمیدارم،فكر میكنم چقد تو این 4 ماه بزرگ شدم،چقد حسم تغییر كرده ب این شهر،به خیابوناش،به آدماش،دیگه نمیترسم از قدم زدن تو این هیاهو،دیگه حالم بد نمیشه و نفسم نمیگیره تو این دود و دم،دارم فكر میكنم شاید اینجا شده وطن دومم،شده جزئی از من،جزئی از من و تو كه حالا انقدر برام عزیز شده و دلچسب... خواننده تو گوشم میخونه: هرچقد ب خاطر تو عاشقی كنم كمه،تا چشام ب چشمت افتاد دل بریدم از همه ، و من پرت میشم به 4 سال و 3 ماه و 6 روز پیش ك برای اولین بار كنار ساحل دیدمت،همون اولین نگاه كافی بود تا بفهمم واقعا عاشقی و این رابطه بازی و فیلم نیست،همون نگاهی ك مصمم كرد كه پات وایسم و همون لحظه از هرچی ك داشتم گذش...
ادامه مطلب
آرامش من عمیقتر میشه و قند تو دلم آب میشه وقتی دارم كارامو انجام میدم و تو فیلم میبینی و صدای خنده هات تو خونه بلند میشه و من تو هر لحظه میمیرم برات و فدات میشم. بخند كه با تو دنیای من قشنگه...
ادامه مطلب
امشب یعنی در واقع دیشب شب حنابندون بود و باید بگم عالی و بی نظیر بود و حسم قابل وصف نیست،همین الان كارام تموم شد و آماده شدم برا خوابیدن ،صبح ساعت 8 باید ارایشگاه باشم خدایا هزار بار شكرت پر از ذوقم بعد عروسی مفصل براتون مینویسم...
ادامه مطلب
دقیقا 7 روز مونده ب عروسی هفته ی دیگه تو این ساعت من احتمالا از هیجان و ذوق قلبم داره تند تند میزنه و تو دلم قند آب میشه و تا خود صبح پلك رو هم نمیذارم و از اونجایی ك اون شب بخاطر حضور مهمونا تو خونمون كنار عشقم نمیخوابم بهش همش پیام میدم و از ذوقم میگم. یاد شب قبل خواستگاریمون افتادم كه تا صبح نخوابیدم و صبح هم اصلا خسته نبودم و پر از انرژی بودم،شب عقدمون هم همینطور. وای خوشحالیم قابل وصف نیست،دل تو دلم نیست ك سه شنبه برسه. دیروز هم پرو نهایی لباس حنا و عروسمو انجام دادم،وای محشر شده بود،دلم نمی اومد درشون بیارم. ب امید خدا چهارشنبه تحویل میگیریم. 5 شنبه ص...
ادامه مطلب
دیروز تا ساعت 12 خواب بودیم،بعد بیدار شدیم و من مشغول ناهار درست كردن شدم و تا حاضر بشه یه كم ب خودم رسیدم،یه ناهار عالی درست كردم جاتون خالی،میلاد همش تعریف میكرد و با اشتها میخورد و من ذوق میكردم،بعد ناهار عزیزدلم ظرفا رو شستو من ی كم استراحت كردم،بعد اندازه ی قفسه های كتاب و عروسك كه میخوایم تو اتاق كارمون بزنیم رو گرفتیم،كارتای خوشگل عروسیمون رو برداشتیم و رفتیم خونه ی خاله ملیحه(خاله ی مادرشوهرم) و كارتاشون رو بهشون دادیم،نمیخواستیم برسم داخل اما كلی اصرار كردن و رفتیم نشستیم،انقد از كارتامون خوششون اومد و من كلی ذوق كردم، انقده مهربونن،یه كم ...
ادامه مطلب