خرید بک لینک

میدونی عشق مهربونم

وقتی تو رو خسته از كار دیدم،وقتی دیدم با هزار تا مشكل دست ب گریبانی و دم نمیزنی و فقط لبخند میپاشی ب صورتم،نتونستم دیگه برات دردودل كنم،از همون روزی ك دوییدنات رو از نزدیك دیدم،از همون شبی ك ناله هاتو تو خواب شنیدم،از همون شبی ك اشك تو چشمات سر خورد رو گونه هات ب خاطر حال غریبم.....

از همون موقع نتونستم و نخواستم از حال دلم برات بگم،یعنی گفتما اما فقط خوباشو،نتونستم و نخواستم بار اضافه كنم رو دوشت، ك همین الان هم دارم میمیرم برا این همه مظلومیتت....

وقتی تو مظلوم ترینی، همیشه سكوتی در برابر غرغر كردنام،وقتی حتی مادرت خوشیتو نمیخواد و ب خاطر تلاشت واسه خوشبختیمون بهت سركوفت میزنه چطوری میتونستم غم و غصه هامو بیارم پیش تو....

عشق جانم

نه اینكه یادم رفته باشه قول و قرارمون رو،ك قرار گذاشتیم همه دردودلامون برا هم باشه و تنها دوستای همدیگه باشیم،نه یادم نرفته....

فقط نخواستم دلت بگیره از دلتنگی هام...

دلتنگی هامو بردم پیش دوستام اما افاقه نكرد ب حالم،حالم بهتر نشد.....

عزیز من

تو راست میگی فقط تویی ك حالمو خوب میكنی و فقط منم ك حالتو خوب میكنم....

امشب آغوشت قد سه ماه حرفای دلتنگی جا داره مگه نه....

برچسب: نویسنده: پارسا مرادی تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 10:53

صفحه بندی