زندگی در جریانه،افتادم تو یه دوره ی عمیقی از آرامش،دیگه نه استرس چیزی رو دارم نه غصه ی دوری و مسافت نه غصه ی خواب و خوراك عشقم رو.
وای یادم میاد گریه م میگیره،ك هرروز با بغض غذا میخوردم،نكنه میلادم غذای خوب نخوره،نكنه راحت نخوابه،نكنه سرما بخوره،دیوونه میشدم،خداروشكر ك تموم اون استرس ها و نگرانی ها تموم شد.
راستش ی هفته ای بعد عروسی گیج و منگ بودم و كمی دلتنگ، اما الان پر از انگیزه ام و شاد شاد ب زندگیمون میرسم،خب خداروشكر خانواده م حالشون خوبه و هر وقت بخوام میتونم برم پیششون یا اونا بیان،پس دیگه غصه معنایی نداره.
با عشقم نشستیم واسه 5 ماه باقیمونده ی سال برنامه ریزی كردیم،كلی هدف مشترك داریم و ذوق داریم واسه ب ثمر رسوندنشون،ان شاءالله از آبان ماه دوباره جدی ورزش رو شروع میكنیم و قراره 4 روز در هفته حتما پیاده روی كنیم و احتمالا دوچرخه سواری هم اضافه بشه ب برناممون،وااااای خیلی خوبه.
امشب مامان بابام و داداش و زنداداشم و ثنا جونم میان پیشمون،كلی كار داریم،باید خونه رو مرتب كنم،بریم خرید كنیم،عشقم گفته دو ساعت دیگه میاد كمكم،الهی قربونش برم ك همیشه همراهمه.
خدایا سایه ی میلادم رو سرم باشه همیشه.
خدا جونم ممنونم ب خاطر سلامتیمون،ب خاطر عشقی ك بهمون دادی،این عشق رو روز افزون كن،آمین
برم كارا رو شروع كنم تا عشقم بیاد
برچسب: زندگی یعنی همین لبخند تو,زندگی یعنی همین که هستی,زندگی یعنی همین پروازها,زندگی یعنی همین پروازهاي,زندگی یعنی همین,زندگی یعنی همین که,زندگي يعني همين لبخند تو,زندگي يعني همين پروازها,عاشقی یعنی همین,عاشقی یعنی همین شیری,
نویسنده: پارسا مرادی