خرید بک لینک

هفته ای ك گذشت رو خیلی دوس نداشتم، نه اینكه بد بوده باشه ها نه اما خیلی حالم خوب نبود،بیحال و كسل بودم و میلادم خیلی اذیت شد ب خاطر بیحالیم عزیزدلم همش مراقبم بود،از سركار می اومد غذا میپخت،كارا رو انجام میداد و ازم پرستاری میكرد،4 شنبه صبح ی درد شدیدی پهلو و پشتم رو درگیر كرد ك داشتم میمردم،با گریه زنگ زدم ب میلاد، اونم زود كاراش رو انجام داد و خودش رو رسوند،گفت بریم دكتر، گفتم نه دردمو میدونم،سرما زده اینطوری شدم،اخه كلیه هام حساسه با سرما سریع اذیت میشه و باید خیلی مراقب باشم،میلاد اومد بهم غذا داد،دمنوش برام درست كرد،برام پماد گیاهی مالید و كمرمو بست و با عشق دستای مهربونش خوب شدم،شب حركت كردیم ب سمت بابلسر،ساعت 2،30 رسیدیم خونه ی مامانم و غذا خوردیم و خوابیدیم،صبح ساعت 10 بیدار شدیم صبحانه خوردیم و من رفتم حموم،بعد داداشام اومدن و دور هم ناهار خوردیم و خیلی خوش گذشت،بعدازظهر داداشم گرمش شد پنكه رو روشن كرد،دوباره درد اومد سراغم و اصلا خوب نشد تا شب،نتونستم برم مسجد و نذرمو ادا كنم،میلادم خواست پیشم بمونه اما من گفتم نه تو برو،همه رفتن و من با دختر عمم موندم خونه،از درد ب خودم میپیچیدم،بعد 2 ساعت همه اومدن،غذای نذری اوردن و با هم نشستیم خوردیم ك خیلی خوشمزه بود،فكر كنم شفا بود واقعا،چون حالم كم كم خوب شد،ی كم گفتیم خندیدیم با داداش ها و زنداداش ها،اخر شب رفتن و ما باز هم با داداش كوچیكه و مامانم نشستیم حرف زدیم،عشقم شیرموز بستنی درست كرد خوردیم و خوابیدیم،فرداش هم ساعت 2 بعدازظهر حركت كردیم و ساعت 7 رسیدیم خونه،عشقم رفت شام گرفت اورد خوردیم،منم انار دون كردم،خوردیم و خوابیدیم،بسی خوشمزه بود انارهاش،من ك عاشق انارم،خیلی زود خوابمون برد،ساعت 2 از تشنگی بیدار شدم،بی عقلی كردم و اب یخ خوردم و دوباره دردش شروع شد،دیگه صبح عشقم بدون صبحانه رفت و نذاشت بدرقه ش هم بكنم،انقد غصه خوردم،دیدم ساعت 10 اومد خونه ك بهم سر بزنه،انقد ذوق كردم زود صبحانه اماده كردم خوردیم،اما خواست بره ی حرف بدی زدم ناراحت شد،اشتباه از من بود و خیلی بد كردم،این روزا اصلا اعصابم اروم نیست، نمیدونم چمه،زود ازش عذرخواهی كردم،سفت بغلش كردم و نذاشتم بره،عزیزدلم بغض كرده بود،الهی بمیرم براش،كلی بوسش كردم و از دلش دراوردم،خدا كنه دیگه دلخور نباشه ازم،بعدش هم رفت سركار،الانم خیلی بیحالم و دلم میخواد بخوابم،فكر كنم سرما خوردم.

دعام كنید.

برچسب: نویسنده: پارسا مرادی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 6:14

صفحه بندی