اخه مگه میشه همه چی بهترین باشه و تو دست خدا رو نبینی پشت تموم این بهترینا.
من با تمام وجودم لمس كردم نگاهشو،لبخندشو و اغوش پر از مهرشو تو همه ی لحظات روز باشكوهمون.
اومد دست كشید رو چهره م و آرایش و موهام بی نظیر شد خیلی بهتر از اون چیزی ك فكر میكردم،دست كشید رو لباسمو و درخششو دو برابر كرد،حتی تالارمون خیلی قشنگ تر شده بود و من باور نمیكنم این چیزا زمینی باشه.
خدای من شكرت ك چهارشنبه 31 شهریور شد بهترین روز عمرمون،شكرت ك تو اون روز همه باهامون مهربون بودن و لبخند میزدن.
وقتی در آرایشگاه باز شد و با لباس دامادی و اون موهای خوشگل و چشمای خوشرنگ و شیطون دیدمت فقط دو تا بال كم داشتم واسه پرواز،و واقعا هم پرواز كردم و دسته گل قشنگم رو ازت گرفتم و رفتیم تو ماشین،تو ماشین فقط لبخند بودیم و لبخند تا جایی ك راننده مون بهت گفت هوس كرده زن بگیره با دیدن عشق ما.
بهت گفتم عشقم دیدی صبرمون نتیجه داد،دیدی مال هم شدیم،دیدی همه چی عالیه؟ همه لبخند میزنن؟ و تو خندیدی و غرق خوشی شدی.
همه ی لحظاتی ك تو باغ بودیم برای عكس و فیلم من انگاری ك تو بهشت بودم و هوا رو حریصانه میبلعیدم، عشقم عكسای قشنگمون، رقص عاشقانمون تو غروب افتاب،اینا همه ثبت شد ك یادگار بمونه برا خودمون و حاصل عشقمون.
یادته چقد ذوق كردیم واسه عكس و فیلممون،وای خدا لحظه ای ك وارد تالار شدیم،آتیش بازی ك قرار نبود باشه و سوپرایزمون كرد،فرشته های كوچولو ك جلو پامون گل میریختن،اسپندی ك دود كردیم واسه هم،چهره های خندون ك اومدن استقبالمون،رقص دونفره مون،چقد زیبا و وصف نشدنی بود.
هر وقت برام لحظاتش تداعی میشه بغض میكنم عشقم، تو تمام اون لحظات قلبمون تند تند برای هم میزد و چشمامون دنبال هم بود.
اخر شب و بوق بوق كردنا،خدافظی با خانوادم و اشكایی ك ریختیم، شبونه حركت كردن و با ماشین عروس اومدن خونه،همش شد ی خاطره ی ناب تو قلب من و تو.
اولین صبح زندگی مشتركمون ك برام صبحانه آماده كردی و بیدارم كردی،من دوباره خوابیدم و تو ناهار پختی و شام بردیم بیرون و نذاشتی خسته شم،من چطوری شكر نعمت ب جا بیارم خدایا.
+روزامون خیلی اروم و مهربون میگذره،عشقم كمكم میكنه تو كارای خونه ك خسته نشم،قربونش برم.
+عنوان رو نوشتم زندگی آروم و صبور ما،بخاطر اینكه واقعا ی صبوری خاصی داره زندگیمون ك برا كوچیكترین چیز هم باید صبر كنیم اما همیشه بهترین اتفاق میفته.
خدایا شكرت.
برچسب: زندگی آروم من و همسرم,
نویسنده: پارسا مرادی